عبد الرزاق اللاهيجي
337
گوهر مراد ( فارسى )
و علّامه تفتازانى در شرح مقاصد گفته : كه « 1 » قائلين از فلاسفه به وجود جنّ و شياطين بر آنند كه جنّ جواهر مجردهاند كه ايشان راست تصرّف و تأثير در اجسام عنصريّه بىآنكه متعلّق باشند به اجسام ، مانند تعلّقى كه نفوس ناطقه انسانيّه راست به ابدان ، و شياطين عبارت از قواى متخيّله است در افراد انسان از حيثيّت مستولى شدن بر قوهء عاقله و بازداشتن از توجّه به جناب قدس و اكتساب كمالات عقليّه ، و ميل فرمودن به اتّباع شهوات و لذّات حسيّه . و بعضى از فلاسفه بر آنند كه نفوس ناطقه بعد از مفارقت از ابدان اگر خيّر و باعث بر خيرات باشند ، جنّ عبارت از آن است . و اگر شرير و باعث بر شرارات از آن باشند ؛ شياطين عبارت [ از آن باشند ؛ ] و بالجمله قول به وجود ملائكه و جنّ و شياطين متفق عليه ، جميع عقلاء و انبياست و قرآن مجيد به آن ناطق ، و از بسيارى عقلا و مشايخ و اوليا مشاهدهء جن منقول شده ، پس نفى كردن وجود جنّ و انكار آن و استبعاد در آن معقول نتواند بود ، اگر چه « 2 » اثبات آن نيز به دلايل عقليّه نتوان نمود ، انتهى كلام التفتازانى « 3 » . و « 4 » پوشيده نماند كه مغايرت ميان دو قول منقول « 5 » از حكما به اعتبار قول به شياطين است ، نه قول به جنّ و شيخ ابو على در رسالهء حدود گفته : « الجنّ هو حيوان هوايى ناطق مشفّ الجرم من شأنه أن يتشكّل بأشكال مختلفة و ليس هذا رسمه ، بل معنى اسمه » « 6 » . و سيّد الحكماء و المتكلمين - و هو مير محمد باقر داماد - قدس سرّه - در كتاب « قبسات » گفته : « فالحقّ ما ذهب إليه حكماء الإسلام ، انّ الجنّ ليست أجساما و لا جسمانية بل هي موجودات مجرّدة مخالفة بالماهيّة للنفوس البشريّة ، متعلّقة باجساد ناريّة و هوائية قادرة على التّصرف في هذا العالم و هو معنى
--> ( 1 ) الف : « كه » ندارد . ( 2 ) ج : « چه » ندارد . ( 3 ) شرح مقاصد 3 / 366 . ( 4 ) الف ، ب : « و » ندارد . ( 5 ) ج : « منقول » ندارد . ( 6 ) كتاب الحدود 27 رقم حد 21 .